فلسطین دیروز، فلسطین امروز

فلسطین دیروز، فلسطین امروز

دکتر سفر بن عبدالرحمن الحوالی / ترجمه: ابوعامر

{إن الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بأنفسهم} [رعد:11]

هر دو طرف مبارزه تغییر کرده اند:

برادران فلسطینی مان ذلت را به مقاومت و ترس را به شجاعت و فرار را به ثبات و تکیه بر حکومتها را به توکل بر خداوند و اعتماد به نفس تغییر داده اند.

و در حقیقت بزرگترین تحول این است که آنان از ضعف ایمان و کمبود تدین و اشتغال به حرکت های ایدئولوژیک وضعی (سوسیالیسم و ناسیونالیسم و ناصریسم) به نیروی ایمان و انتشار تدین و حرکت تحت بیرق اسلام و جهاد تغییر مسیر داده اند.

از مظاهر این تغییر می توان به این موارد اشاره کرد:

1- اقبال به شهادت در راه الله بطوری بی سابقه؛ شهادت، واژه ای است که بر زبان هر کوچک و بزرگ و مرد و زن تکرار می شود. آنها به همان اندازه که از «وهن» (محبت دنیا و تنفر از مرگ) خلاصی یابند خداوند آن را بر قلبهای دشمنانشان خواهد انداخت.

2- روی آوردن به کتاب خدا. اکنون در هر محله یا روستایی حلقه یا حلقات حفظ قرآن برپاست و تعداد این حلقات هم اکنون در کرانه باختری و نوار غزه به هزار حلقه می رسد! بله، هزار کلاس حفظ قرآن که در حال ازدیاد هم می باشد در حالی که قبل از آن هرگز چنین چیزی وجود نداشت!!

3- اهمیت به علم شرعی و انتشار حلقات علمی و کتاب های علمی و وسائل جدید علمی شرعی، از مظاهر این تغییر می توان به ظهور اصطلاحات ایمانی و دینی در خطابیه های سیاسی آنجا مشاهده کرد…

4- اهتمام به بیوه زنان و فقرا و تشکیل انجمن های زکات و خانه های نیکوکاری در هر محله و روستا تا جایی که تکافل اجتماعی در سرزمینهای اشغالی الگویی شده است برای دیگر کشورها. این نشانه ای است از احیای روش پیامبر در دعوت به الله و جلب نصرت الهی، که مطمئنا خداوند آنان را که اینگونه اند تنها نخواهد گذاشت.

5- اهمیت به تربیت اسلامی مانند مراکز تربوی و فعالیتهای تابستانی و جشنواره ها و مسابقات… و دیگر فعالیتهای تربیتی که در بیداری عمومی امت نقش دارند.

6- مبارزه با فساد و برپا داشتن واجب امر به معروف و نهی از منکر. به همراه این انتفاضه همچنین انتفاضه ای علیه سینماهای فاسد و دیگر مظاهر فساد صورت گرفت و بسیاری از این اماکن بسته شدند، و کم شدن مظاهر گم گشتگی و گمراهی در میان جوانان آن هم پس از آنکه یهود و حکومت سعی در از بین بردن اخلاق آنان داشتند

7- روی آوردن به حج و عمره و زیارت حرمین شریفین و دنبال کردن رادیوهای قرآن کریم و برنامه های اسلامی در تلویزیونهای خارج فلسطین…

همچنانکه فعالیتهای دعوی به یک طبقه یا قشر خاصی از جامعه محدود نمانده و بلکه وارد تمام اقشار جامعه گردید و حتی برخی از کسانی که موسسات سکولار وابسته اند. همچنین ادبیات شعر و نثر مقاومت از نگاه وطن پرستانه به افق ایمانی تغییر یافته است. برای مثال می توانید به وصیت نامه شهدا مراجعه کنید. برای نمونه وصیت نامه فرمانده شهید، شیخ صلاح شحاده رحمه الله. و آنچه بیشتر این تغییر عمیق را نمایان می سازد، نهضت ایمانی وسیعی است که مناطق اشغالی 1948 را فراگرفته. چیزی که باعث خوشحالی مومنین و عصبانیت یهود و دوستانش شده است. این در حالی است که مسلمانان مناطق 48 اقلیتی هستند که همواره در محرومیت به سر برده اند و برای اینکه از نظر زبان و تفکر، یهودی شوند تحت فشار بوده اند تا زبان و دینشان را رها کنند. فعالیتهایی که مسلمانان در آن منطقه انجام می دهند از نظر نظم و تنوع بهترین دلیل بر قدرت ایمان و عمق دینداری و امید به آینده است.

از مظاهر این تغییر در مناطق 48:

1- برگزاری حلقات حفظ قرآن که نزدیک بود در کل در میان ساکنان مناطق 48 به فراموشی سپرده شود. تعداد شرکت کنندگان در این حلقات هم اکنون نزدیک به 4500 پسر و دختر در سنین مختلف می باشند.

2- احیاء مساجد متروک در آن منطقه و تجدید آنها و حفظ اوقاف اسلامی.

3- به وجود آوردن رسانه های ممتازی مانند روزنامه «صوت الحق و الحریه» که اگر به دستت برسد حتما حرف به حرف آن را خواهی خواند!

4- برگزاری جشنواره ها و دیدارهایی که ده ها هزار نفر در آنها شرکت می کنند به هدف احیای روحیه ایمانی و یادآوری قضایای اسلامی و مخصوصا مسجد االاقصی.

از نکات خوشحال کننده ای که می توان به آن اشاره کرد این است که تعداد مسلمانان داخل این منطقه 1200000 نفر می باشد، یعنی بیش از 20% از کسانی که به عنوان ساکنین اسرائیل محسوب می شوند و فعالیتهای آنها بصورت کاملا برنامه ریزی شده و منظم پیش می رود که نشاندهنده عقلهای بزرگ و روشن اندیشی است که در پس آن قرار دارند:

نمونه ای از این فعالیتها:

1- مسیره البیارق، از آنجا که یهودیها تمام راه های ورود به مسجد الاقصی را قطع کردند، حرکت اسلامی داخل مناطق 48 دست به ابتکاری زد و آن وارد کردن ده ها اتوبوس پر از نمازگزار به مسجد الاقصی بصورت روزانه، و احیای حلقات علمی روزانه در آن؛ برای نمونه در دروس سه شنبه شیخ رائد فتحی که بین نماز مغرب و عشاء برگزار می شود چیزی در حدود 6 تا 7 هزار نمازگزار شرکت می کنند…

2- موسسه اعمار اقصی (اعمار به معنای شامل آن)

3- موسسه حرا برای حفظ قرآن کریم

4- موسسه اقرأ

5- موسسه کمکهای انسانی

6- صندوق کودک اقصی، به هدف ایجاد رابطه میان نسل جدید با مسجد و برگزاری جشنهایی برای آنها در صحن مسجد الاقصی که در آخرین آن 60 هزار کودک شرکت کردند.

به اختصار تمام برادران دعوتگر در تمام نقاط جهان را بشارت می دهیم که بیداری اسلامی در این مناطق (مناطق اشغالی سال 48) در برنامه و رهبری و عرصه های گوناگون فعالیت خود، ممتاز و کم نظیر است و به آینده ای روشن برای این دین بشارت می دهد، که خداوند این دین را بر تمام ادیان ظاهر خواهد گرداند اگر چه مشرکین را خوش نیاید.

از مهمترین نشانه های تغییر در فلسطین خود انتفاضه است. در مرحله اول این انتفاضه، انتفاضه سنگ بود که توانست حقیقت اشغال را نمایان سازد و دروغین بودن افسانه سرزمین بدون ملت را آشکار سازد …

اما انتفاضه کنونی (انتفاضه مسجد الاقصی) بنابر اعتراف بسیاری از اندیشمندان و نظامی های یهودی، نبرد آزادسازی و انقلابی گسترده و همه جانبه است:

عملیات شهادت طلبانه، شلیک موشکها [ی قسام]، حمله به شهرکهای یهودی نشین، پرتاب خمپاره، انفجار تانکها، پیشرفت مواد منفجره، کشتن دشمن با اسلحه سرد، حمله به پاسگاه های نظامی دشمن، سازمان اطلاعاتی قوی که شخصیتهای مهم یهود را تعقیب می کند، جذب برخی از نیروهای دشمن در مقابل رشوه و…

طی دوسال (تا سال 2003) مجموع عملیات علیه دشمن به 14000 عملیات رسیده است. این عملیات به روشهای مختلف صورت گرفته، از عملیات شهادت طلبانه تا حمله مسلحانه و یا کشتن با سلاح سرد!! این به اضافه آثار بزرگی که این انتفاضه بر امنیت و اقتصاد و وضعیت روحی یهودیها برجای گذاشته….

اما از سوی دیگر در مورد یهودیها نیز تغییر رخ داده است:

گروهک هایی که رژیم یهودی را تاسیس کردند، دسته های نظامی آموزش دیده ای بودند و همچنین شهرک نشینان مردان عقیده و اراده. انگیزه آنان قبل از هر چیز دینی بود و مهاجرت برای آنان عبادت و فداکاری محسوب می شد. وحدت و یکپارچگی در اهداف و موضع گیریها کاملا نمایان بود و تفاوتهای اجتماعی و نژادی نیز تقریبا از بین رفته بود.

اما اکنون نسل خوش گذران و امراض اجتماعی پا به عرصه گذاشته، نسلی که به هر قیمتی در پی لذت های بی ارزش است و به هیچ مبدا و ارزشی اعتقاد ندارد. مظاهر تنبلی و اختلاف رو به ازدیاد گذاشته است، سربازان از خدمت می گریزند، شهرک نشینان به دنبال رفاه و آسایش هستند، سیاستمداران فرصت طلب هستند و وعده های توراتی دیگر براق نیستند، جوانان رو به مواد مخدر آورده اند و نژادپرستی به شدیدترین حالت خود رسیده است تا جایی که باعث شد اندیشمندان یهودی این تغییر را حس کنند و درباره آن قبل از وقوع این انتفاضه سخن بگویند

از جمله این اندیشمندان می توان به «یشیعا لاییویچ» اشاره کرد. او از جمله مشهورترین مخالفین اشغال است و می گوید اشغال کرانه باختری و نوار غزه آغاز سقوط است…

او درباره تغییر جامعه اسرائیل چنین می گوید:

«همه کسانی که بر اساسی خاص تربیت شده بودند به ضد آن تغییر یافته اند، سوسیالیستها فاشیست شده اند و دیندارها ملحد!!»

—————————————–

دکتر سفر بن عبدالرحمن الحوالی، سخنرانی با عنوان: الإنتفاضة و التتار الجدد، به تاریخ 16/3/2003 با اختصار

/ 0 نظر / 21 بازدید