ایلیا در الواح مقدس

به عنوان نمونه در عهد عتیق کتاب مقدس، صحیفه غزل الغزلات، چاپ لندن، سال 1800 میلادی، باب 5، آیة 1 ـ 10، سخنانی از حضرت سلیمان علیه السلام راجع به پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و اله به صراحت اشاره می کند: خلو محمّدیم (او دوست و محبوب من، محمّد است). ولی از انجیل هایی که بعد از سال 1800 میلادی چاپ شد، جمله"خلو محمدیم" حذف گردید و در رابطه با نام مبارک امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام که در کتب مقدّس پیشین از آن با لفظ "ایلیا" یا "ایلی" یا "آلیا" یاد شده است نیز تفسیر تحریف گونه ای صورت گرفت و مخالفان حقّ، کوشیدند تا اثبات کنند که منظور از آن، خدا یا الیاس یا مسیح است و نه حضرت علی علیه السلام.

در این نوشتار به نمونه هایی از ارتباط عمیق پیامبران بزرگ الهی با امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام اشاره می نماییم تا به گوشه ای از شخصیت عظیم این بزرگمرد تاریخ بشر پی ببریم.

 

علی علیه السلام و داوود نبی

 نام مقدّس حضرت علی بن ابی طالب علیه السلام در زبور داوود علیه‌السلام چون خورشید می درخشد. داوود علیه السلام از متولد شدن امیرالمؤمنین علیه‌السلام با صراحت و دقت در جزئیات، خبر می دهد. حکیم سیالکوتی در کتاب "علی و پیامبران" نوشته‌ای را از نسخه بسیار قدیمی زبور که نزد "احسان الله دمشقی" پیشوای دینی مسیحیان شامات موجود بوده، نقل می کند که به شرح زیر است:

« مطعنی شل قثو تینمر قث پاهینوا فی وز "ایلی" متازه امطع ملغ شلو شمائت پزانان همنیقته خلذ وقث فل "حدار" کمرتوه شیهو پلت انی قاة بوتاة خزیماه رث جین "کعاباه" بنه اشود کلیامه کاذو قثوتی قتمر عند و بریما برینم فل خلذ ملغ خایوشنی پم مغلینم عت جنحاریون ».

امام علی علیه السلام

ترجمه : «اطاعت آن بزرگواری که "ایلی" نام دارد، واجب است و فرمانبرداری از او تمام کارهای دین و دنیا را اصلاح می کند. آن شخصیت والامقام را "حدار" (حیدر) نیز می‌گویند، او دستگیر و مددکار بی کسان و شیر شیران باشد. نیرو و قدرتش بسیار و تولدش در "کعابا" (کعبه) خواهد بود. بر همه واجب است که دامن آن بزرگوار را بگیرند و همانند غلام حلقه به گوش اطاعتش کنند. بشنود هر که گوش شنوا دارد، بفهمد هر که عقل و هوش دارد، بیندیشد هر که دل و مغز دارد، که چون وقت بگذرد، دوباره باز نمی گردد».

 

علی علیه السلام و سلیمان نبی

در جنگ جهانی اول (1916 میلادی) هنگامی که عده ای از سربازان انگلیسی در چند کیلومتری بیت المقدّس مشغول سنگرگیری و حمله بودند، در دهکده کوچکی به نام "اونتره" یک نقره پیدا کردند که حاشیه اش به جواهرات گرانبها مرصع و در وسطش، خطوطی به حروف طلایی نگارش یافته بود. آن را نزد فرمانده خود، "میجر ـ ای ـ ان ـ گریندل" بردند، ولی هر چه کوشید نتوانست از آن لوح چیزی بفهمد. او دریافت که این نوشته به زبان و خطی بسیار قدیمی است و آن را به سرپرستان ارتش بریتانیا "لیفتو نانت" و "گلدستون"  رساند، آنها نیز لوح را به دست باستانشناسان بریتانیا سپردند. پس از پایان جنگ (1918 میلادی) درباره لوح مذکور به تحقیق و بررسی پرداختند و کمیته ای متشکل از اساتید شناخت زبان های باستانی بریتانیا، آمریکا، فرانسه، آلمان و سایر کشورهای اروپایی، ترتیب دادند. پس از چند ماه بررسی و تحقیق در سوم ژانویه 1920 میلادی معلوم شد که این لوح مقدسی است به نام "لوح سلیمانی" و سخنانی از حضرت سلیمان را در بر دارد که به الفاظ عبرانی قدیم، نگارش یافته است. ترجمه ی آن نوشته ها چنین است :

الله

احمد  ایلی

باهتول

حاسن  حاسین

یاه احمد! مقذا   =  ای احمد! به فریادم رس

یا ایلی! انصطاه   =  یا علی! مرا مددی فرمای

یاه باهتول! اکاشئی   =  ای بتول! نظر مرحمت فرمای

یاه حاسن! اضو مظع   =  ای حسن! کرم فرمای

یاه حاسین! بارفو   =  یا حسین! خوشی بخش

امو سلیمان صوه عئخب زالهلاد اقتا   =   این سلیمان اکنون به این پنج بزرگوار استغاثه می کند

بذات الله کم ایلی   =   و علی قدرة الله است

 

 هنگامی که این خبر به lord bishop اسقف اعظم انگلستان رسید، فرمان محرمانه ای به کمیته نوشت که که:...اگر این لوح در موزه گذاشته شود و در دید مردم قرار گیرد، اساس مسیحیت متزلزل خواهد شد و سرانجام خود مسیحیان، جنازه مسیحیت را بر دوش بلند نموده، در قبر فراموشی دفن خواهند کرد. لذا بهتر آن است که لوح مذکور در رازخانه کلیسای انگلستان گذارده شود و جز اسقف و اهل سرّ، کسی آن را نبیند. (1)

اما عده ای از صاحبان بصیرت و انصاف که توانستند این لوح را مشاهده کنند، گرایشی عجیب به اسلام پیدا کردند.

 

علی علیه السلام و نوح نبی

در ژوئیه 1951 م، گروهی از دانشمندان معدن شناس روسی برای معدن یابی، مشغول کاوش زمین بودند که ناگهان به تخته چوب هایی پوسیده برخوردند. از علائمی دریافتند که باید این چوب ها غیر عادی و مشتمل بر راز نهفته ای باشد. در آن میان، تخته چوب مستطیلی شکلی یافتند که همه را به حیرت انداخت؛ زیرا در اثر گذشت زمان، کهنگی و پوسیدگی به تمام چوب‌ها راه یافته بود جز این تخته که چهارده اینچ طول و ده اینچ عرض داشت و حروفی بر آن منقش بود.

در 27 فوریه 1953م، دولت روسیه، برای تحقیق و بررسی درباره این تخته چوب، کمیته ای متشکل از باستان شناسان و استادان زبان‌های کهن تشکیل داد.(2) بالأخره پس از هشت ماه تحقیق و کاوش، اسرار آن تخته چوب، برای کمیته کشف گردید و معلوم شد این تخته چوب‌، از بقایای کشتی حضرت نوح علیه السلام بوده که برای تیمّن و مددخواهی چیزهایی بر آن نوشته و بر کشتی نصب کرده اند. کمیته تحقیق، پس از هشت ماه تلاش بی وقفه، توانستند نوشته مذکور را بخوانند و به حروف روسی درآورند، سپس استاد زبان های باستانی بریتانیا، mr.n.f.makes ، الفاظ مذکور را به انگلیسی چنین ترجمه کرد:

my god ، my helper . keep my hand with mercy and with your holy bodies :  Mohamad،  Alia،  Shabbar،  Shabbir،  Fatema.

They all are biggests and honourables. 

The world established for them. Help me by their names. 

You can reform to right.

ترجمه: « ای خدا من! ای مددکار من! به لطف و مرحمت خود و به طفیل ذوات مقدّس محمّد، ایلیا، شبر و شبیر و فاطمه دست مرا بگیر. این پنج وجود مقدّس از همه باعظمت تر و محترم هستند و تمام دنیا برای آنان برپا شده است. پروردگارا به واسطه نامشان، مرا مدد فرمای. تو می توانی همه را به راه راست، هدایت نمایی». (3)

در این زمینه موارد قابل تأمل دیگری نیز وجود دارد که علاقه مندان می توانند برای آشنایی بیشتر به کتاب "علی و پیامبران" تألیف حکیم سید محمود سیالکوتی مراجعه نمایند.

 

پی نوشتها:

1.  ر.ک: (wonderful stories of Islam) چاپ لندن، ص 249.

2.  اسامی اعضای این کمیته در نشریات آن زمان منعکس شد.

3. ماهنامه‌ی Star of Bartania، چاپ لندن، ژانویه 1954م؛ مجله‌ی Manchester Sunlight، 23ژانویه 1954م؛ مجله‌ی London Weekly Mirror، 1فوریه 1954م.


/ 1 نظر / 35 بازدید
محمد حسن اسایش

منتظران چشم براه تواند شائق طرفی زنگاه تواند جاکه همه برخی جان توایم تاکی وتا چند کشیم انتظار عمر دراین غصه بپایان رسید بر لب ما منتظران جان رسید ظلم وستم توده ی غبرا گرفت روی زمین زندقه یکجا گرفت العجل ای گوهر بحروجود العجل ای خسرو اقلیم وجود العجل ای داور گردون غلام العجل ای خلق جهان را ،امام ای دل ، هرزنده دلی سوی تو آینه ی روی نبی ، روی تو سلسله ی اهل صفا ف موی تو رونق گلزارجهان ، بویتو کاردگربرهمه سخت است ، سخت پرده برانداز ،که وقت است ، وقت ماکه همه روی بسوی توایم منتظردیدن روی توایم دفترعشق تو زبر، خوانده ایم اسب به میدان وفا رانده ایم دیده براه تو، بسی دوخته ایم با غم تو سوخته وساخته ایم * *-سرودهای امام مهدی -انتشارات قلم -قم-صص 30-31-گردآورنده :حسن حقجو