این مسئله را می ‏دانید که شیطان از ابتداى به وجود آمدن انسان، همراه با اعوان و انصارش، براى گمراهى و جدایى انسان از حقایق، بر سر راه انسان نشست و در زمینه دشمنى با انسان از هیچ برنامه‏اى فروگذار نکرده و قصد محبت به انسان و آشتى با او را تا روز قیامت ندارد.

 


استعاذه

انسان اگر در تمام جوانب حیات، در پناه خدا نباشد و در پناه حضرت او نرود، از خطر مصون نمانده و از شرّ ذى‏شر در امان نخواهد بود.

به همین خاطر، حضرت حق و تمام انبیا و امامان و اولیا، به انسان سفارش اکید دارند که در تمام شئون حیات، خویش را در پناه حضرت او قرار دهد که این دشمن‏ و اعوان و انصارش را به پناهگاه الهى راهى نیست و پناهگاه خداوند عبارت است از ایمان، تقوا، حیا، عفت، معرفت، عبادت، ریاضت، مجاهده و...



چون با زبان گفتى: «اعوذ باللّه» عملًا هم این معنا را به ظهور برسان که بدون شک در پناه او خواهى رفت و از ضربه‏هاى مهلک شیاطین درونى و برونى در امان خواهى بود.

از ابن عباس مرویست اجلال قرآن «اعوذ باللّه من الشیطان الرجیم» ومفتاح آن «بسم اللّه الرّحمن الرّحیم» است. 

 

حقیقت استعاذه‏

اول: امتثال فرمان حق است، آن مقدار مبالغه که در مطاوى کلمات نورانى قرآن به جهت تسبیح واقع شده، در باب استعاذه به همان ترتیب دستور صادر گشته، مثلًا کلمات تسبیح را به چهار نوع ذکر مى‏کند:

مصدر: چون «سُبْحانَ رَبِّکَ»

ماضى: چون «سَبَّحَ لِلّهِ»

مضارع: چون «یُسَبِّحُ لِلّهِ»

امر: چون «سَبِّحِ اسْمَ رَبِّکَ»

هم چنان کلمات منطوى بر استعاذه با وجوه اربعه مذکور است.

مصدر: چون «مَعاذَ اللّه»

ماضى: چون «عُذْتُ بِرَبِّى»

مضارع: چون «أَعُوذُ بِاللّه»

امر: چون «اسْتَعِذْ بِاللّه»

دوم: استعاذه سبب معرفت به دو حقیقت است، پى بردن به عجز نفس و آگاهى به عزت و قدرت کامله ربانى.

دل و جان و عمل خود، با آراستن به حقایق الهى پاک کن که از گرو شیطان بیرون آمده و از قیود او خلاص گردى و به مقام با عظمت آشنایى رسى که چون آشنا شدى، به دربار او راه یابى، بدون این‏که سگ‏هاى اطراف درگاه به تو حمله آرند که سگ‏هاى اطراف پیشگاه سلطان را با آشنایان کارى نیست و جرأت حمله بر دوستان و محبان را ندارند

سوم: استعاذه انتساب و تشابه است به دوستان، جهت آن‏که محبان حق جل و علا از انبیاى عظام چون نوح و یوسف و موسى و حضرت مصطفى و هم چنین بندگان مقرب خداوند مانند زن عمران و حضرت مریم استعاذه نمودند و با ظهور این حقیقت در تمام شۆون زندگى از خطر شیاطین انسى و جنى در امان ماندند و در نتیجه حضرت نوح به سلامت و حضرت موسى به کرامت و حضرت یوسف به عصمت و زن عمران به اجابت و حضرت مریم به بشارت و حضرت ابراهیم به دوستى و خلت و حضرت مصطفى به شفاعت نایل گردیدند.

چهارم: استعاذه دعایى است به اجابت مقرون چنان‏که مادر مریم گفت:

[وَ إِنِّی أُعِیذُها بِکَ‏] (آل عمران (3): 36)

و او و فرزندانش را از خطرات مهلک و وسوسه‏هاى بنیان برانداز شیطان رانده شده به پناه تو مى‏آورم.

و این به قبول مقرون افتاد.

[فَتَقَبَّلَها رَبُّها بِقَبُولٍ حَسَنٍ‏] (آل عمران (3): 37)

پس پرودگارش او را به صورت نیکویى پذیرفت.

پنجم: استعاذه سبب ایمن شدن از آفت‏هاست، چنان‏که اگر مخلوقى، مخلوقى را ملجأ و ملاذ سازد و اگر کسى به اهل قدرت و جاه پناه برد، آن کس از روى حمیّت او را به حمایت گیرد، خداوند کریم به طریق اولى، اگر بنده‏اى از روى عجز

و اخلاص به او پناه برد، پناهش مى‏دهد و از شرّ شیطان مصونش مى‏فرماید.

عبادت

در این مسئله بسیار مهم به یک نکته باید توجه داشت و آن این‏که، همان طور که براى تشرف به حضور بزرگان تشریفات خاصى، از قبیل لباس مخصوص و تحصیل اجازه و تعیین وقت و غیره لازم است، براى حضور در پیشگاه رب‏الارباب و ملک الملوک نیز علاوه بر طهارت لباس و تن، طهارت روح و نفس و دل مى‏باید، از این جهت است که هنگام قرائت قرآن، به خصوص خواندن سوره حمد در نماز، امر آمده که:

[فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیْطانِ الرَّجِیمِ‏] (نحل (16): 98)

از شیطان رانده شده به خدا پناه ببر.

یعنى دل و جان و عمل خود، با آراستن به حقایق الهى پاک کن که از گرو شیطان بیرون آمده و از قیود او خلاص گردى و به مقام با عظمت آشنایى رسى که چون آشنا شدى، به دربار او راه یابى، بدون این‏که سگ‏هاى اطراف درگاه به تو حمله آرند که سگ‏هاى اطراف پیشگاه سلطان را با آشنایان کارى نیست و جرأت حمله بر دوستان و محبان را ندارند.

مگر در قرآن نخوانده‏اى که حضرت رب العزه به این سگ هار رانده شده فرمود:

[إِنَّ عِبادِی لَیْسَ لَکَ عَلَیْهِمْ سُلْطانٌ إِلَّا مَنِ اتَّبَعَکَ مِنَ الْغاوِینَ‏] (حجر (15): 42)

قطعاً تو را بر بندگانم تسلّطى نیست، مگر بر گمراهانى که از تو پیروى مى‏کنند.

اما دیگران را که به انواع معاصى آلوده‏اند و با اعمال زشت و صفات ناپسندیده موصوفند، جرأت پیش رفتن به پیشگاه او نباشد، مگر این‏که از روى اخلاص به‏ درگاه خداوند بى‏نیاز، براى خلاصى از قیود اخلاق رذیله و تسویلات شیطانى و شهوات نفسانى استعاذه کنند.

استعاذه عبارتی است که هم افتتاح با نام خدا را در خود دارد و هم پناه بردن از بزرگترین دشمن را و شاید به همین جهت است که در نماز هم بعد از تکبیره الاحرام و قبل از شروع در قرائت سوره حمد ، استعاذه مستحب است

چرا در ابتدای کار به خدا باید پناه برد؟

از دستورهایی که به ما داده شده این که از شرّها از جمله شیطان که شرّترین شرّها است، به خدا که پناه دهنده و پناهگاه مطلق است ، پناه ببریم تا در امان باشیم:

وَ إِمَّا یَنْزَغَنَّکَ مِنَ الشَّیْطانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ إِنَّهُ سَمیعٌ عَلیمٌ (اعراف (7) آیه 200)

طبیعی است که شیطان به عنوان دشمن آشکار انسان نمی خواهد اجازه دهد انسان به سعادت برسد و این دشمن غدار در مواقعی که انسان رو به سوی خدا دارد ، بیشتر برای ممانعت تلاش می کند و از این رو در چنین مواقعی پناه بردن از او به خدا لازم تر است :

فَإِذا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیْطانِ الرَّجیم (نحل (126) آیه 98)

به همین جهت مستحب است که ما در شروع عبادت از شیطان و وسوسه و غفلت گری های او به خدا پناه ببریم تا عبادتمان از شائبه های شیطانی خالی بوده و شایسته عرضه به پیشگاه خدا گردد.

از طرف دیگر مستحب است و بسیار سزاوار که مۆمن همه کارهای خود را با یاد خدا شروع کند تا کار رنگ خدایی گرفته و عبادت شود و انسان را به خدا نزدیک نماید.

استعاذه عبارتی است که هم افتتاح با نام خدا را در خود دارد و هم پناه بردن از بزرگترین دشمن را و شاید به همین جهت است که در نماز هم بعد از تکبیره الاحرام و قبل از شروع در قرائت سوره حمد ، استعاذه مستحب است. (خویی ، کتاب الصلاه ، قم ، علمیه ، 1413 ق ، ج 3 ، ص 533)

و شاید با توجه به همین استحباب باشد که در جاهای دیگر هم گفتن "اعوذ بالله من الشیطان الرجیم" قبل از "بسم الله الرحمن الرحیم" خوب است گر چه گفتن "بسم الله الرحمن الرحیم" در ابتدا و بعد استعاذه گفتن ، هم تفاوت ندارد. (البته در نماز نمی توان این کار را کرد چون استعاذه جزو سوره نیست ولی بسم الله جزو سوره است. )

پس مهم این است که ما کارها را به نام خدا شروع کنیم و هنگام شروع ، خود را به پناه خدا بسپاریم چه با گفتن اعوذ بالله قبل از بسم الله باشد یا بعد از آن.

  

منابع :

عرفان اسلامى ، حضرت آیت الله حسین انصاریان

سایت پرسمان